Usage examples
On this page you will find many examples of translated sentences containing "norse deity" from English to Persian.
Search Engine of translations. Examples are entered by users and also collected from external websites..
10 examples sentences
- بگو ای اهل کتاب چرا اهل ایمان را از راه خدا باز می دارید و اهل ایمان را به راه باطل می خوانید در صورتی که به زشتی این عمل آگاهید و بترسید که خدا از کردار شما غافل نیست.
- اتحاد کالمار به دانمارکی سوئدی و نروژی Kalmarunionen لاتین Unio Calmariensis دوره ای از تاریخ اسکاندیناوی است که سه کشور سوئد دانمارک و نروژ تحت فرمان یک فرمانروا جمع شدند.
- بر پایه نقشه بطلمیوس آنها در شبه جزیره ژوتلند در دانمارک زندگی می کردند که با دیدگاه پوپنیوس ملا که زادگاه آنها را در اسکاندیناوی می دانست همسو بود.
- والهالا Valhalla در اساطیر اسکاندیناوی سرایی باشکوه و عظیم واقع در آسگارد بود که تالار کشتگان به شمار می رفت و از آن اودین سرکرده ایزدان بود.
- در سال ۱۹۷۶ سیستم OLT گسترش یافت و باند UHF را نیز شامل شد که به نام MTD ثبت شد و امکان رومینگ بین المللی را با کشورهای اسکاندیناوی نیز داشت.
- ایگدراسیل یا یگدراسیل Yggdrasil درخت جهان در اساطیر اسکاندیناوی نورس که شاخه های آن تکیه گاه مرکزی کیهان به شمار می رفت.
- پیش از اهل مکه هم ما اهل هر شهری که ایمان به خدا و روز قیامت نیاوردند همه را هلاک کردیم آیا اهل مکه ایمان خواهند آورد
- دانشگاه علوم کشاورزی سوئد یا SLU بزرگترین دانشگاه و موسسه تحقیقاتی علوم کشاورزی ومنابع طبیعی در اسکاندیناوی است.
- و خوشحال میشوند اگه به بانک سوئیسی یا اسکاندیناوی پول بریزند. به علاوه جایی که کسی زیاد راجع به مالیات نگران نیست.
- هل یا هلا در اساطیر اسکاندیناوی فرمانروای هل هایم سرزمین مردگان و یکی از نه جهان واقع در اساطیر اسکاندیناوی است.
Dictionary Entries like norse deity in Persian
Synonyms norse deity in Persian
مهربان شیوا خدايي رحمتي تندیس