Usage examples
On this page you will find many examples of translated sentences containing "process operator" from English to Persian.
Search Engine of translations. Examples are entered by users and also collected from external websites..
10 examples sentences
- این یک کناره اپراتور درسمت راسته که بشما اجازه میده بچرخید این یک کناره اپراتور درسمت راسته که بشما اجازه میده بچرخید این بشما اجازه میده که ساختارهای منحصر بفرد را پررنگ کنید.
- همچنین بطور گسترده در سیستم های ماهواره ای سیستم های رادیویی شبکه combat و شبکه های PON برای ترافیک جریان بالا از اساس و پایه به اپراتور استفاده شده است.
- بنابراين چند اپراتور راديو براتون ميفرستيم و به ماموراتون براي ارتقا بخشيدن به مکان فرودي که بعدا حتما به اون نياز خواهيم داشت کمک مي کنيم
- گونه های متفاوتی از شبکه تلفن وجود دارد شبکه بی سیم مانند تلفن همراه شبکه عمومی تلفن شبکه ای دارای اپراتور تلفنویکی پدیای انگلیسی
- اپراتور شبکه موبایل باید واسط با استفاده از شبکه بانکی پرداخت دسته خدمات پیشرفته تلفن همراه در banked و تحت محیط banked ارائه می کنند.
- او یک اپراتور در یک شرکت در وادی سیلکون است و او از ارتباطات خود استفاده کرده تا تبدیل به یک سرمایه دار ماجراجو و موفق شود.
- ممکن است شما فکر کنید که آن یک روند بسیار نامنظم است ولی شما یک نتیجه بسیار نرم و هموار از این روند نامنظم دارید.
- بعنوان نمونه بش می تواند خروجی استاندارد stdout و خطای استاندارد stderr را توسط اپراتور در یک زمان تغییرمسیر دهد.
- بيشتر مسئله به خاطر روشهايي هست كه بدهی ها بالا مى روند و اين روند ميشه و اين يك چالش عظيم رو به وجود مياره.
- LexA همودیمر یک رپرسور رونویسی است که به توالی اپراتور پیوند یافته است و معمولا اشاره به جعبه های SOS می کند.
Dictionary Entries like process operator in Persian
Synonyms process operator in Persian
اپراتور -اپراتور وصل اوپراتور تلفنچي پروسه روند فرايند فرآيند مراحل