Usage examples
On this page you will find many examples of translated sentences containing "can interface" from English to Persian.
Search Engine of translations. Examples are entered by users and also collected from external websites..
10 examples sentences
- حالت بی قاعده در شبکه های کامپیوتری حالتی برای یک کنترلر رابط شبکه سیمی NIC یا کنترلر رابط شبکه های بی سیم WNIC است که باعث می شود کنترلر تمامی ترافیک های دریافتی را به واحد پردازش مرکزی CPU ارسال کند به جای عبور تنها فریم هایی که کنترلر قصد دریافت آن را دارد.
- کاربرد واژه RMI به تنهایی می تواند بیانگر رابط کاربری باشد یا بر هر دوی API و JRMP دلالت داشته باشد در حالی که واژه RMI IIOP می تواند به اعطای بیشتر کارایی های رابط RMI به پشتیبان پیاده سازی CORBA اشاره داشته باشد.
- دامنه گوناگونی سامانه های نهفته از سامانه ای بدون رابط کاربری برای انجام تنها یک وظیفه تا یک سامانه پیچیده همراه با رابط کاربری گرافیکی که شبیه سیستم عامل رایانه های رومیزی است تغییر می کند.
- از آنجایی که می توان فرض کرد هیچ اختلاف یا تغییر پتانسیلی در دو سر هر بخش از سیم های رابط وجود ندارد پس می توان سیم های رابط بین هر یک از اجزای مدار را بخشی از گره مشابه در نظر گرفت.
- اساس الگوی متد کارخانه تعریف یک رابط برای ایجاد اشیاء که اجازه می دهد اشیایی که آن رابط را پیاده سازی می کنند در رابطه با اینکه کدام کلاس باید ایجاد شود تصمیم بگیرند.
- شبکه ی خارجی از شرکت خدمات اینترنتی تا دیوار آتش اولین رابط شبکه تشکیل شده است شبکه داخلی از دومین رابط شبکه تشکیل شده است و DMZ از سومین رابط شبکه تشکیل شده است.
- رابط برنامه نویس کمکی جدیدی ارایه شده که توسعه گران را قادر می سازد تا بدون داشتن دانشی درباره زبان اسکریپت نویسی از توانایی های جاوااف ایکس استفاده نمایند.
- در نهایت رابط بومی جاوا JNI و رابط خام بومی RNI با سرویس های فراخوانی پلت فرم P Invoke جایگزین می شوند جی شارپ فراخوانی متد از راه دور RMI را پشتیبانی نمی کند.
- رابط برنامه نوسی نرم افزار DOS یک رابط برنامه نویسی نرم افزار است که در اصل برای برای سیستم عامل های MS DOS و PC DOS نوشته شده و بعدها به وسیله سیستم عامل های DOS.
- رابط دودویی نرم افزار به انگلیسی Application Binary Interface یا ABI یک رابط سطح پایین بین برنامه رایانه ای و سیستم عامل یا یک نرم افزار دیگر ایجاد می نماید.
Dictionary Entries like can interface in Persian
Synonyms can interface in Persian
رابط واسط کاربري عصبی رابطش